نشست «وحی؛ کلام
الهی یا کلام بشری» از سوی پژوهشکده فلسفه و کلام پژوهشگاه علوم و فرهنگ
اسلامي و با حضور صاحب نظران حوزه و دانشگاه برگزار شد.
حجتالاسلام والمسلمین سید محمدعلی ایازی، از قرآنپژوهان برجسته کشور بحث
خود را ناظر به امور درون دینی خواند و گفت: حقیقت وحی نبوی فراتر از یک
وحی طبیعی زنبوری بوده و از سوی دیگر توصیف حقیقت وحی دشوار است و
یافتههای خارقالعاده و غیر مترقبهای مانند معجزات پیامبران است.
وی افزود: از میان نوشته های اخیر سروش پیداست که ایشان دو دغدغه دارد:
وجود فرهنگ مناسب با جزیرهالعرب که می خواهد بگوید این وحیی که نبوی بوده
است بازتاب از این فرهنگ است. دوم اینکه دستهای از احکام شریعت وجود دارد
که با مسائل و علوم جدید در تعارض است.
حجتاسلام ایازی گفت: نظریه ما این است که معانی و الفاظ قرآن کریم وحی است و همانطور که معانی را بر قلب پیامبر القاء کرده است دقیقا با همین الفاظ القاء کرده است که برای اثبات این مدعا نیازمند مقدماتی هستیم.
وی گفت: در آیات متعددی بارها مورد تأکید قرار داده است که قرآن عربی است نکته دوم اینکه این وحی نبوی از وحی های اختصاصی است مثل وحی به زنبور و مادر موسی نیست و در چندین جا قرآن آورده است که این وحی به افراد خاص و انتخاب شده وارد میشود.
در ادامه حجتالاسلام والمسلمین یزدانپناه گفت: در باب وحی آنگونه که از قرآن کریم بر میآید نه تنها معانی بلکه الفاظ هم از سوی خداوند است و اگر بشود این نکته را تثبیت که الفاظ هم از سوی خداست بسیاری از ادعاهای سروش پا نمی گیرد.
سپس حجت الاسلام والمسلمین صادقی، رئیس مرکز پژوهشهای اسلامی صداوسیما گفت: در کلام مسیحیان پیامبر کسی است که مثل دیگران است ولی ادراکات ویژه دارد ولی در فرهنگ اسلامی پیامبر شخص خاص با ویژگیهای خاص است او انسان است، هدف هدایت بشریت است، برانگیختگی و بعث پیامبر، ترویج معارف، از مبدأ الهی نشأت گرفته است، دریافت وحی که تصریح به این است که وحی از جای دیگر است و ابلاغ که ناظر به وحی رسالی است.
وی افزود: دو دیدگاه در این زمینه هست: یک دیدگاه سنتی که پیامبران برگزیدگان خدایند و فکر متجدد. در دیدگاه سنتی گفته میشود عقل بشر خودکفا نیست، و تجدد میگوید: عقل خودکفاست، دیدگاه سنتی معتقد است ما نیازهای خود را نمی شناسیم اما دیدگاه متجدد میگوید ما قادر به شناخت نیازهایمان هستیم. تفکر سنتی میگوید رویکر به دین به حق طلبی و حق جویی است و دیدگاه جدید میگوید: در صورت نیاز باید به دین مراجعه شود. تفکر سنتی میگوید در وحی هدف گذار خداست و تفکر جدید میگوید: هدفگذار خود انسانی است که به او وحی شده است. یعنی هدف در اندیشه سنتی اخروی و در دیدگاه جدید دنیوی است. دیدگاه سنتی قائل است: پیامبران و عرفا از یک صنف نیستند و عرفا تربیت یافتگان پیامبرند اما تفکر جدید قائل است: پیامبران و عرفا مثل همند.
در ادامه حجتالاسلام ایازی با اشاره به تفاوت معانی وحی در قرآن کریم گفت: شخصیت پیامبر با شخصیت قرآن کریم متفاوت است از این رو استفاده های مورد نظر سروش ممکن نیست.
وی افزود: نکته این است که بحث هویت استقلالی پیامبر در قرآن نشان داده شده است در چند جا در قرآن آمده است که به تو قرآن را تعلیم داد در حالیکه تو هیچ نمی دانستی.
در ادامه حجت الاسلام یزدان پناه گفت: سروش برای اینکه واسطه جبرئیل را توجیه کند چند بیان دارد یکی از این بیانها این است که رسول الله برتر از جبرئیل است و جبرئیل جزیی از رسول الله است و یکی از لایه های انسان جبرئیل است از این رو گفته است که جبرئیل از خود پیامبر است.
وی گفت: اگر نظر سروش را بپذیریم حجیت قرآن از بین میرود و تاریخ مند می شود و با گذشت تاریخ کاربردی ندارد. اینکه گفته شود که نظر سروش در باب مسائل اخروی حجیت دارد ولی در امور دنیوی ندارد مرزی موهوم است.
حجتالاسلام ایازی با اشاره به «قل» هایی که در قرآن کریم به کار رفته است گفت: سروش معتقد است که این «قل» تفنن در عبارت است و مانند شعرا که گاهی به خود خطاب میکنند پیامبر نیز اینگونه به کار برده است. در حالیکه 332 بار «قل» به کار رفته است اگر تأویل رود خطابات به مشرکین و کفار هم باید تأویل رود.
حجتالاسلام صادقی گفت: این قل اگر برای تفنن است نباید اینقدر به کار رود و در بیش از نیمی از کتاب تقسیم شود. کدام ادیب این حجم سخن را استفاده می کند از سویی اگر به کار ببرد با قرینه به کار می برد. از سویی خود پیامبر خبر ندارد که قل ها خطاب به خودش است و همیشه فکر می کرده است که دیگری به او خطاب کرده است. سروش می گوید چاره ای نیست و راه دیگر نداریم که ما می گوییم اگر راه ندارد اصل نظرتان را پس بگیرید.
در ادامه حجت الاسلام ایازی گفت: طبق تفکر سنتی پیامبر اکرم مفسر اول قرآن کریم است و کسی قائل نیست که پیامبر بدون قابلیتی به این درجه رسیده است و نمیتوان گفت که پیامبر تنها بلندگوی وحی بوده است و تنها آن را نقل کرده است. البته کلمات بر پیامبر القا شده است.
سپس حجت الاسلام یزدن پناه رسول الله را روح اعظم و برتر از جبرئیل امین خواند و گفت: جبرئیل غلامی از غلامان پیامبر است ولی در مقام انتقال پیامبر مانند تلمیذ میشود و جبرئیل به او یاد می داد و پیامبر میفهمد و با تمام سطوح معانی آن را مییابد نه اینکه طوطی وار بیان کند.
در پایان نشست اساتید، به پرسشهای حاضران پاسخ دادند.