العربی*English
Image

اين کتاب به بحث درباره مسلمانان اروپا و "مبارزه با تروريسم" پرداخته و علل و پيامدهای آن را بر سياستهای اعطا يا عدم اعطای حق شهروندی در اروپا به خصوص به جوانان مورد بررسی قرار می دهد.

Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS
 
نومعتزلیان نسخه PDF چاپ ایمیل
23 آذر 1388 ساعت 08:49

(گفتگوی انتقادی با:نصر حامد ابوزید ـ محمد آرکون ـ عابد الجابری و حسن حنفی) / محمدرضا وصفی / نگاه معاصر / تهران / چاپ اول 1387 / قطع: رقعی / 176صفحه
هدف اصلی مؤلف کتاب این است که بستر و فضایی فراهم آورد تا در پرتوی آن، آراء و افکار جریان نواندیش «معتزلیان جدید» یا «نومعتزلیان»، شناخته شده و جامعة علمی کشور با افکار این اندیشمندان مسلمان بیش از پیش آشنا گردد. در این باره می‌نویسد نواندیشان دین ورز بدنبال آنند تا نسبت بین سنت و مدرنیته را یافته و کارکردهای اندیشة دینی را در عصر کنونی روشن نمایند. جریان فکری اسلامی جدید بدنبال آن است تا پاردایم‌های دورن سنت را به منظور همنشینی با مفاهیم مدرنیته ترسیم و شیوه‌های نوسازی در اندیشیدن را با پشتوانه‌های بومی بیابد. آنها در پی آنند تا نگاه سنت را به مفاهیمی چون آزادی و حقوق عمومی، حقّ اختلاف و حقوق بشر، جهانی شدن و رابطه با دیگری، رابطه بین دولت و ملّت، توسعه و حاکمیت، فقه سیاسی و مسائلی از این دست را روشن نمایند، و در نهایت به تعریفی جدید از دین‌ورزی به مقتضای زمان، دست یابند.اندیشه‌ورزان معاصر برای تبیین مؤلفه‌های جدید از درون سنت به گفتمان انتقادی در حوزة کلام روی آورده‌اند، و برای یافتن مفاهیم مناسب با مدرنیته به سنت‌های فراموش شده « معتزلیان» کهن، توجه کرده‌اند. اندیشة جدید در ایران، بیشتر رنگ فلسفی دارد امّا دیگر حوزه‌های جهان اسلام، بویژه دنیای عربی، رنگ کلام به خود دارد، هر چند یافته خود را « کلام جدید» نیز می‌نامند.
دربارة علّت این امر می‌نویسند: شاید علت آن باشد که بخش عربی جهان اسلام، قرن‌هاست پس از مرگ ابن رشد، با فلسفه وداع کرده است. و اما دربارة برخی از اندیشه‌های بنیادین نومعتزلیان چنین می‌خوانیم که گوهر اصلی سخن «نومعتزلیان» در آن است که می‌خواهند عقل در کنار متن بر منبر استدلال و استفتا بنشیند، و حقیقت دین با شریعت، از زبان هر دو یعنی «عقل و متن» شنیده شود. آنها با «نقل‌گرایی» صرف مخالفند، و معتقدند « متن‌گرایان» آنچنان در رفتار خود افراط کرده‌اند، که « خبر واحد» را «حجّت شرعی» می‌دانند، و با این کار، فهم از شریعت را به فضایی « آنارشی» تبدیل ساخته‌اند و در این فضا امیال خود را می‌جویند، نه شریعت را
نویسنده دغدغة نومعتزلیان را کشف راز عقب ماندگی جهان اسلام می‌داند و سرّ آنرا از منظر ایشان اینگونه معّرفی می‌کند که عالمانی در سیر تاریخ، تلاش کرده‌اند تا جایگاه خِرد به فراموشی سپرده شود و افکار اشعری‌گری به داروغه‌گی همه چیز نهاده شود. همچنین در مقدمة این اثر اشاره می‌شود که «جریان فکری نومعتزلیان» بنابر باور بسیاری، با سید جمال‌الدین اسدآبادی، که در دنیای خارج از ایران، به افغانی شهرت داشت آغاز شد. مکتبی که پس از او از سوی شاگردش محمد عبده (وفات یافته در 1323 ﻫ ) در مصر پی‌گرفته شد. جریان فکری ایجاد شده از سوی «عبده» را کسانی چون طه‌حسین، امین الخولی، محمد احمد خلف الله دنبال کردند. این جریان، چند دهه در محاق سکوت رفت، اما بار دیگر از سوی کسانی چون « حسن حنفی» و «نصر حامد ابوزید» احیا شد. امروزه محمد ارکون، محمد عبد الجابری، جابر عصفور، طه حسین ، عبدالرحمن بدون، طهطاوی، محمد الطالبی، لیلا احمد، فضل الرحمان، محمد شحرور، احمد البغدادی و بسیاری دیگر را از اصحاب این جریان می‌دانند. ظهور معتزلیان بدنبال چالش‌های بسیار رخ داد، که با پایان دولت عثمانی و حضور غرب در شرق همراه بود. این اندیشه از ابتدا بدنبال پاسخ برای پرسشی فراگیر تحت عنوان «علل عقب ماندگی اسلامی» بود. دربارة گرایش معتزلیان و برخی مفاهیم کلیدی و رایج در نزد ایشان می‌نویسد نومعتزلیان به جنبه‌های عملی و کاربردی اسلام، در حیات فردی، اجتماعی و سیاسی تأکید دارند و پیوسته بر پیوند بین «عقل» و «وحی» اشاره دارند. اصل « توحید» و «عدل» را بسیار مهم دانسته و بر دو آموزة « اختیار» در مقابل «جبر» و «حسن و قبح عقلی» در مقابل «حسن و قبح شرعی» توجه ویژه دارند. از دیگر عقاید نومعتزلیان این است که باید به تاریخ و قرائت تاریخی در شکل‌گیری مفاهیم علوم اسلامی توجه داشت. آنان بر این باورند که گاهی، آموزه‌های دینی در سیر تاریخی‌اش، به ضّد خود تبدیل شده است نومعتزلیان تلاش دارند اندیشة اسلامی را برتر از تقیسمات مذهبی بدانند از اینرو مباحثی چون وحدت اسلامی، جامعه اسلامی، هویت جمعی، نیازمندی‌های زمان، رهایی از خرافه، رهایی از بدعت به نام سنت و تقلید، و گشوده شدن باب اجتهاد از گزاره‌های پرکار‌برد آنان است. همچنین این نواندیشان تلاش دارند، علاوه بر رفع مشکلات داخلی، به دفع دیدگاه منفی خاورشناسان نسبت به اسلام بپردازند و ثابت کنند، اسلام، دارای توسعه و تحول، در خود است. مؤلف در پایان مقدمه‌اش بر این کتاب متذکّر می‌شود که در دهة هشتاد، چندیدن پروژة فکری در نومعتزلیان عرب شکل گرفت که پایان آن، بیش از دو دهه به طول انجامید. این پروژه‌ها اگر چه مستقل از هم آغاز شد، اما می‌توان پیوند و پیوستگی بین اجزای افکار نویسندگان آن را به خوبی دریافت. مهمترین پدیدآورندگان این پروژه‌ها عبارتند از: پروفسور حسن حنفی، پروفسور محمد آرکون، پروفسور نصر حامد ابوزید و پروفسور عابد الجابری
جستار پیش‌رو که در قالب چهار گفتگو میان مؤلف و اندیشمندان فوق صورت گرفته، تلاش دارد تا زمینه را برای آشنایی بیشتر جامعة ایرانی، با اندیشة آنان فراهم آورد.
روش کتاب بدینصورت است که مؤلف در ابتدای هر فصل، تحت عنوان «اشاره»، در حدّ دو تا چهار صفحه به معرفی اجمالی این چهار اندیشمند نواندیش پرداخته و برخی از آراء اساسی ایشان را به گونه‌ای کوتاه و گذرا می‌آورد. همچنین تحصیلات، آثار علمی و حوزه‌های اشتغال و فعالیت‌های تحقیقی ایشان را یادآور ‌شده و سپس در حوزة تخصّصی آنها سوالاتی را می‌پرسد.
فصل اول ( گفتگو با نصر حامد ابو زید): متن و معنای متن از نگاه نصرحامد ابوزید.
اشاره: پروفسور نصر حامد ابوزید از جمله نو اندیشان مسلمان است که، با مبانی علوم دینی در دستگاه سنّت آشنایی بسیار خوبی دارد. مباحث او بیشتر حول محور «متن» ـ قرآن و سنت ـ است. او متن را زیر بنای اصلی تمدن اسلامی می‌داند و معتقد است، فرهنگ و تمدن اسلام، بدون متن قابل درک وجودی نیست. او فرهنگ اسلامی را سرشار از کنش با «انسان»، «واقعیت» و «زمان» می‌داند. ابوزید به ضرورت ساختاز زبان قرآن، تأکید دارد. وی معتقد است، زبان قرآن دارای نظام معنایی خاصّی است و بدون یافتن آن، هر ادعّایی در شناخت قرآن، به مهجور ساختن و محصور کردن آن و انجامد. نصر حامد ابوزید متولّد سال 1943 میلادی است. در سال 1981 دکتری خود را، از دانشگاه قاهره با عنوان «فلسفة تأویل، تحقیقی پیرامون تأویل قرآن از دیدگاه محی‌الدین عربی»، دریافت کرد. او در حال حاضر در دانشگاه لیدن هلند، مشغول است. در بین نومعتزلیان معاصر از ابوزید بیشترین اثر به فارسی برگردان شده است. مهمترین اثر ترجمه شده «مفهوم النص» است که با عنوان «معنای متن» توسط آقای کریمی نیا به چاپ رسیده است.
برخی از سوأالات مؤلف از ابوزید عبارتند از: شما جایگاه سنّت را چگونه می‌بینید؟ آیا شما مجاز را جزو ویژگی‌های ساختارگفتاری قرآن می‌دانید؟ مهمترین استدلال تأویل گرایان برای روی آوردن به تأویل چه بود؟ ابوزید در پاسخ به این سوأل که: آیا مطالعة قرآن کریم در سیاق تاریخی، به سایر دانستنی‌ها، توجه یا احتیاج دارد؟ می‌گوید: بله، هم به اسباب نزول توجه دارد، و هم به شخصیت‌شناسی از پیامبر، و هم به گزارش‌های تاریخ اسلام، و دانستن رابطه‌ای که پیامبر با کنار هم نهادن وحی، جامعه و فرهنگ، در آن روزگار مّد نظر داشته است. البته دانستن هریک از اینها، به معنای آن نیست که، دلالت آیه، تنها در حوادث خاص و جزئی خلاصه می‌شود.
فصل دوم (گفتگو با عابد الجابری): عابد الجابری و عقلانیت نقادانه در تهافت بر فلسفة مشرق.
اشاره: عابد الجابری یکی از مطرح‌ترین متفکران جهان اسلام در دوران معاصر است. اندک اندیشمندانی در دنیای معاصر به اندازة او، افکاری جنجال بر‌انگیز داشته و در مجامع آکادمیک در قالب ده‌ها مقاله و کتاب، ارزیابی انتقادی شده است. او در نقادیّش، دنیای اسلام ـ یا به تعبیر او دنیای عرب ـ را با دو فرآیند تمدّنی، معّرفی می‌کند. فرایندی که در غرب دنیای اسلام، یا به تعبیر او «مغرب عربی» پدیدار شد، و فرایندی که در شرق دنیای اسلام، پدیدار شد. او خصوصیات این دو حوزة فکری را این‌گونه باز می‌شناسد: «مشرق عربی» حامل اندیشه‌ای آمیخته با، افکار گنوسی، هر مسی و ماورایی است و «مغرب عربی» مبانی افکارش متعلق به این جهان است و غیب‌گرا نیست. مهمترین کار علمی عابدالجابری، طی سه دهة گذشته، «نقد سنّت» یا آنچه او «عقل عربی» می‌نامد بوده است، هر چند احیای اندیشة ابن رشد را در دستور کار جدّی داشته است. شاید بتوان او را یک ساختار گرا نامید؛ ساختارگرایی که می‌خواهد، سنت را با نقدی دوباره به آشتی با مدرنیته ببرد. الجابری در کتاب نخست از مجموعه «نقد عقل عربی» بازنگری در مفهوم عقل را توصیه می‌کند و معتقد است، زبان عربی، تنها زبان برای گفتار نیست. بلکه حامل جهان‌بینی و روشی نیز برای اندیشیدن در خود است. قرائت انتقادی الجابری از سنت با نگارش کتاب «تکوین العقل العربی» در سال 1984 میلادی، آغاز شد و با عناوین دیگری، تحت عنوان «بنیه العقل العربی» در سال 1986 میلادی و «العقل السیاسی العربی» در سال 1990 ادامه یافت.
برخی سوألات از وی: شما که منطق ابن رشد را همان منطق ارسطویی می‌دانید، چرا آن را خرد و عقلاینت ابن رشد می‌نامید و نمی‌گوئید خرد و منطق ارسطویی؟ با بازگشت به ابن رشد چه مشکلی حلّ خواهد شد؟ این فضای فرهنگی، که به تعبیر شما عقل عربی در آن رشد کرده، از چه ویژگی هایی برخوردار است. الجابری در پاسخ به سوأل دوم می‌گوید: بازگشت به ابن رشد، بازگشت به خودی فراموش شده است. رفتاری خرد ورز و کاملاً مربوط به دنیای خودمان. اگر این رفتار بار دیگر احیاء شود، بسیاری از مشکلات برطرف می‌شود.
فصل سوم (گفتگو با محمد ارکون): محمد ارکون و میراث گفتمان جهان وطن.
اشاره: پروفسور محمدارکون پژوهشگر معاصر اسلامی از کشور الجزایر، جزو ناقدان اندیشه دینی است که معتقد است، در بهره جستن از شیوه‌های فکری مکاتب غرب در نقد سنّت، نباید شتابزده عمل کرد. این در حالی است که او، خود تحت تأثیر روش‌شناسی مکاتب فرانسه است. ارکون را سکولارهای دین ستیز متهم می‌کنند به اینکه رهیا‌فتش با دیگر اسلام‌گرایان تفاوتی ندارد. از دیگر سو، بسیاری از اسلام گرایان تندرو هم، او را به خاطر عقلانیت نقادانه‌اش بر نمی تابند. وی در مطالعات اسلامی، از روش‌های سنتّی فراتر می‌رود و بر این باور است که باید از شیوه‌های علمی جدید در نقد اندیشه دینی بهره جست. دوران شکوفایی افکار ارکون مقارن با سالهای 1950 تا 1960 است. سالهایی که نهضتی بسیار مهم در رشتة علوم انسانی در فرانسته بر پا بود. از همین رو، ارکون با روش‌ها و رهیافت‌های گوناگونی چون، ساختار‌گرایی و تحلیل گفتمان انتقادی زندگی کرده است. او تحت تأثیر آن فضا در سال 1970 پایان‌نامه دکتر‌ی خود را تحت عنوان «انسان گرایی در اسلام» با محور قرار دادن افکار «ابن مسکویه» به پایان برد.
برخی سوال‌های مؤلف از ایشان: ما چه برداشتی باید از آنچه در سیر معرفتی غرب رخ داده داشته باشیم؟ آیا می‌توان خرد اروپایی را نیز دعوت به ایجاد رابطه‌ای جدید با دیانت کرد؟ آیا کم فروغی، افول و یا صعود یک مذهب در پارادوکس تاریخ و اندیشه قابل تعریف است؟ ازکون در پاسخ سوال اول می‌گوید: ما ناچاریم همپای کاروان تمدن بشری حرکت کنیم، و برای جبران عقب افتادگی‌ها به جای یک گام، دو گام برداریم
امروزه ما می‌توانیم با آرام گرفتن کشمکش‌های طولانی در غرب، برداشت روشنی از نحوة حرکت آن ارائه دهیم.
فصل چهارم (گفتگو با حسن حنفی): باز خوانی مفاهیم اسلامی از نگاه حسن حنفی
اشاره: او خواهان بازگشت به سنت اسلام به منظور بازسازی و نوسازی علوم اسلامی است. از همین رو کار خود را بر روی این علوم و تطبیق آن با مقتضیات زمان متمرکز کرده است. حسن حنفی معتقد به هویت اسلامی و استقلال کامل آن از سنت فرهنگی غرب است. کارهای علمی او را می‌توان در بازسازی سنت، باز اندیشی بنیان اندیشه غرب و نظریه‌پردازیها‌ی جدید، خلاصه کرد. حسن حنفی با بازخوانی «علم کلام» بر این باور است که «توحید» را باید از دایرة صرف اعتقاد خارج و کارکرد آن در میدان عمل را روشن ساخت. وی به مباحث سنت و نوگرایی یا مدرنیته توجه ویژه دارد. او در سال 1980 میلادی نوشتاری را تحت عنوان «التراث و التجدید: موقفنا من التراث القدیم» منتشر کرد و با کتاب «من العقیده إلی الثوره» به بازخوانی سنت در سال 1998 میلادی روی آورد. او کتاب «مقدمه فی علم الاستغراب» را هم به منظور نقد سنت در غرب نگاشت. حنفی از معدود اندیشمندان عرب است که با اندیشه انقلاب اسلامی ایران در سالهای نخست آن آشنا شد. اینک برخی سؤالها از وی:
آیا بخاطر فاصله با منطق دکارتی، غرب را الگوی مناسبی در باز‌سازی دنیای اسلام نمی دانید؟ آیا می‌توان گفت: سکولارهای دنیای اسلام، سکولاریسم مخصوص به خود را دارند و شباهتی با غرب ندارند، یعنی نوعی سکولاریسم بومی؟ با وجود چالش‌های فراوانی که در دنیای اسلام وجود دارد، به نظر شما چه دکترینی می‌تواند، پشتوانه توسعه قرار گیرد وجایگاه سنت در این دکترین کجاست؟ حنفی در پاسخ به پرسش اول می گوید: غرب، به خاطر تاریخ تاریکی که با حضور استعماری‌اش در دنیای اسلام ایجاد کرد، قابل سرزنش است. غرب از دوران استعمار تا امروز از منطق دکارت و اسپینوزا، فاصله گرفته است. امروز غرب به تخریب مبانی معرفتی عصر نواندیشی خود پرداخته و با تئوری پست مدرن، نوعی هرج و مرج معرفتی را دنبال می‌کند.
نویسنده در پایان کتاب تحت عنوان «اشارة پایانی»، نظر خود را دربارة این گفتگوها به گونه‌ای خلاصه و کوتاه ارائه نموده است:
1- منطق حاکم بر گفتمان نومعتزلیان عرب، به عقلانیت بعد از کانت و عقلانیت انتقادی تعلّق دارد و روح مسائل آنها در منزل گاه بین سنت و مدرنیته جای می‌گیرد.
2- نقد غرب و مدرنیته در گفتمان آنان پررنگ است.
3- گفتمان آنان رابطه عمیق با تاریخ اندیشة اسلامی دارد.

 

 
< بعد   قبل >
 
Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS