مرکز نشر إسراء / چاپ اول 1387 / قطع: وزیری / 320 صفحه کتاب حاضر دارای یک پیشگفتار و سه بخش است. در پیشگفتار پنج صفحهای کتاب، ذیل شش شماره به « نقش پیوند گذشته و آینده در جهانی سازی»، «آیندة جهان بر محور نظم و مدار عدل»، «آینده جهان با منجی عدلمدار الهی زنده و منظم میگردد»، « انتظار عدل جهانی و منجی موعود»، «آیندة حق محور و عدل مدار در گرو حکومت مهدی(عج)» و «نقش عقل و نقل در اثبات مهدویت شخصی» اشاره میگردد. بخش یکم (امام شناسی) شامل سه فصل است. فصل اول (امامت عام) به این مطلب میپردازد که مسأله امامت در مکتب شیعه اساساً کلامی است و نه فقهی زیرا مسألهای که موضوع آن صفت یا فعل خداست کلامی است و مسألهای که موضوع آن فعل مکلف است فقهی میباشد. مراد از کلامی بودن امامت این است که تعیین امام بر عهدة خدا و از افعال اوست. مؤلف سپس اضافه میکند که با وجود کلامی بودن مسأله امامت، در برخی روایات از همین مسأله در ردیف فروع دین یاد شده است و رازش این است که امامت و ولایت دو چهره دارد: کلامی و فقهی به اعتبار بعد فقهیاش کنار نماز، روزه، حج، جهاد، زکات و مانند اینها قرار میگیرد که همه از ارکان فروع دین شمرده میشوند و آن بخش از امامت که عهدهدار مسئلة نصب و مشروعیت است به فعل خدای سبحان باز میگردد که از این جهت جزو اصول دین است و علم کلام عهدهدار آن است. نویسنده معتقد است که مرز اندیشة شیعی از صاحبان دیگر اندیشهها در همین محور از یکدیگر جدا میشود زیرا براساس «مکتب نصب»، حکومت بر محور شایسته سالاری (عصمت) بنا میشود و شایستگان بر اریکة قدرت مینشیننند و به امر و نصب الهی عهدهدار این مقام و مسئولیت میشوند، ولی بر پایة بینش دیگران، چه بسا که شایستگان گوشه نشین شوند، چنانکه نمونه آن در نظام لیبرال دموکراسی غرب مشاهده میشود. از دیگر مباحثی که در این فصل مورد بررسی قرار میگیرد «حیاتی معقولی» است که از ثمرات معرفت به امام معصوم (ع) شمرده میشود. در این قسمت حدیث معروف « من مات و لم یعرف امام زمانه مات میته جاهلیه» تا حدودی شرح میشود به این صورت که مرگ جاهلی، نشانة زندگی جاهلانه است چرا که مرگ عصارة حیات است و آن که امام زمان(ع) خود را نشناسد و با او پیوند ولایی برقرار نکند، به وصیت هیچیک از انبیاء عمل نکرده است؛ چه رسد به سفارش ذات أقدس الهی؛ و مرگ او مرگ جاهلی است و از آنجا که مرگ عصارة زندگی است، وقتی مرگ جاهلی بود. معلوم میشود زندگی هم جاهلی بوده است «کما تعیشون تموتون و کما تموتون تبعثون» و چون زندگی او جاهلی است همة شئون و سنن حیاتی او به همانگونه سپری خواهد شد. ممکن نیست زندگی کسی، حیات معقول باشد و مرگ او مرگ جاهلی، زیرا مرگ جاهلی ثمرة حیات جاهلی است و زندگی معقول، ثمرهای جز مرگ عاقلانه ندارد و آنکه امامش را نشناسد، منتظر او نخواهد بود و منتظر مصلح واقعی نبودن، نشانة حیات جاهلانه است. سایر مباحثی که در این فصل مطرح میشوند عبارتاند از: معیار زندگی جاهلانه، حیات و مرگ جاهلی در فرهنگ وحی، حیات انسان از دیدگاه قرآن، مراتب و نشانههای حیات عقلی، توقف شناخت امامت بر نبوت و فهم نبوت بر ادراک توحید، معرفت امام بهترین راه مسلمانان مردن، مفهوم واقعی معرفت امام، معرفت ثمربخش و شناخت بیثمر، حیات خدا خداپسند در گروی معرفت امام، امامت نیاز بشر و نعمتی الهی و امامت منّت و لطف همیشگی خدا. فصل دوم (امامت خاص) با «استمرار ولایت از ابراهیم (ع) تا امام زمان(ع)» آغاز میشود. در ابتدای این فصل، مؤلّف دربارة اینکه همة فرزندان صالح حضرت ابراهیم(ع) به مقام امامت رسیدهاند یک برهان اقامه میکند بدینصورت که: «ذریّه ابراهیم(ع) یا محسن یا ظالماند:« و من ذریتّها محسن و ظالم لنفسه مبین» محسن، هم در حق خویش و هم در حّق دیگران نیکوکردار است، پس آنکه به دیگران احسان کند، و بر جان خویش ستم روا دارد محسن نیست. از تأمّل در آنچه گذشت و انضمام این آیة کریمه که خداوند به خلیلش فرمود «لاینال عهدی الظالمین» در مییابیم که عهد امامت به فرزندان محسن آن حضرت رسیده است، زیرا پس از چنین تقسیمی در ذرّیة آن حضرت و بیان اینکه عهد امامت به ظالمان نمیرسد، فرض عدم تعّلق این عهد الهی به محسنان به معنای بیهوده بودن آن تقسیم و این تقیید خواهد بود و از آنجا که سخن ذات أقدس الله از هر لغو و بیهودهای منزّه است. چنین فرضی از اساس باطل است». سپس بر پایة برهان یادشده میفرمایند عهد امامت به همة فرزندان محسن حضرت ابراهیم(ع) رسیده است؛ به این معنا که همة انبیاء و اولیای الهی که از نسل آن حضرتاند امام نیز هستند. همچنین به طرح و رّد یک شبهه در این زمینه میپردازند. شبهه این است که برخی گمان میکنند بشر پس از ارتحال پیامبر اکرم(ص)، از ولایت تشریعی رها میشود و این توّهم آنها را به این اشتباه انداخته که سلسلة درخشان امامت و ولایت، گرچه از ابراهیم خلیل الرحمان تا وجود مبارک خاتم پیامبران استمرار داشته است، اما با ارتحال پیامبر اکرم(ص) این سلسله نیز پایان گرفت و بشر از آن پس از هر ولای تشریعی رها شد! پاسخ این شبهه از این قرار است:« این توّهم، ناروا و این پندار خطاست، زیرا جانشینان انبیاء، بویژه امامان معصوم از ذریّة نبی اکرم(ص) گرچه پیامبر نیستند، حضوری پیامبر گونه دارند: به آنان وحی تشریعی نمیشود تا حکم تازهای بیاورند؛ اما از مقام و جایگاه ولایت کار پیامبرانه میکنند، چون ولایت باطنی انبیا، در امام معصوم نیز حضور و ظهور دارد. این ولایت، نه تنها ولایت معنوی بر محور قرب فرائض و نوافل است، بلکه همان ولایت تشریعی و سرپرستی امت است که هرگز زوال نمیپذیرد:«در ادامه به بشارت ائمّه به وجود مبارک ولی عصر (عج)»، «شجرة مبارک مهدوی»، «راز همتایی میلاد امام زمان (ع) با شب قدر»، «عید میلاد امام عصر(عج)»،«راه معرفت امام زمان(ع)»، «والاترین راه شناخت امام عصر(عج)»، «قرآن و عترت یک حقیقت، دو ظهور»، «جلوههایی از هماهنگی قرآن و عترت»، «امام معصوم، پیشوای عقاید، اخلاق و اعمال»، «امام معصوم، شاهد اعمال»، «ولای خاندان عصمت، رکن دینی» و غیره پرداخته میشود. در قسمت «راه معرفت امام زمان(ع)»، مؤلف راههای فراوانی را برای شناخت مقام والای امامت و شخصیت منحصر به فرد امام عصر(ع) قائل است اما در این میان بهترین راه ها را بررسی دعاها و زیارتهایی که از خود امام عصر(ع) رسیده و یا فرمودة امامان دیگر (ع) دربارة آن حضرت است، میداند. همچنین اضافه میکند:« کسی که میخواهد وجود مبارک ولی عصر(عج) را بشناسد، بهتر است زیارتها و دعاهای مرتبط با آن حضرت را به دقت بررسی کند، تا به حریم معرفت آن امام همام بار یابد» ایشان معتقدند اگر کسی بخواهد امام زمان(ع) را به خوبی بشناسد باید «امامت» را بشناسد همان طور که اگر کسی بخواهد خدا و رسولش را بشناسد باید نسبت به «الوهیت» و «رسالت» معرفت کسب کند. بر این پایه در شناخت امام زمان(ع) به حدیث «اعرفوا الله بالله و الرسول بالرساله و أولی الامر بالأمر بالمعروف و العدل و الاحسان» و نیز ضمیمة آن به روایت «...بالمعروف و العدل و الاحسان» اشاره میکنند. از دیگر مباحثی که در این فصل میتوان از آنها نام برد، «دشواری ادراک امام عصر(عج) و راه تسهیل آن»، «امام عصر(ع) مظهر نورالسموات و الأرض»، «مهدی(ع) سزاوارترین فرد به ابراهیم(ع)»، «خاتم اوصیاء وارث منحصر به فرد کمالات»، «امام عصر مظهر علم و قدرت الهی»، «تأثیر صاحبان نفس»، «ظهور اسم هادی در وجود مهدی(ع)»، «ولی عصر(ع) همسفر سالکان» و غیره میباشد. در فصل سوم (مهدویت شخصی) ذیل عنوان «مهدی موعود موجود(عج)» دربارة موجود بودن حضرت(ع) سخن گفته میشود. نویسنده با استناد به سه مبنای محکم نتیجه میگیرد که امام معصوم دوازدهم متولد شده و اکنون زنده است و هر زمانی که خدا بخواهد ظهور خواهد کرد نه آنکه بعداً متولد گردد یا آنکه قبلاً متولّد شده و رحلت کرده باشد. سه مبنای مذکور عبارتند از اینکه: براساس فرمودة حضرت ختمی(ص) و گفتار اهلبیت(ع) عدد امامان معصوم و جانشینان راستین پیامبر اکرم(ص) دوازده نفر است و اسامی آن ذوات مقدس و تمام ویژگیهای هویت آنان ترسیم و تقریر گردیده است و از مطالعة تاریخ و سیره بدست میآید که یازه نفر از امامان معصوم (ع) به دنیا آمده و امامت کرده و با شمشیر یا زهر به شهادت رسیدهاند؛ و بر پایة محکم و مسّلم عقل و نقل هرگز جامعة انسانی بی امام معصوم نخواهد بود و زمین هرگز از حجّت الهی که دارای عصمت است خالی نخواهد بود. سپس به ناتوانی «قوشچی» از شناخت مهدویت و شبههای که دربارة عدم موجودیت امام زمان(ع) مطرح میکند، اشاره نموده و آنرا پاسخ میدهند. «مقام و خصائص انسان کامل هر زمان» نیز در این فصل بررسی میشود. دو ویژگی مهم و محوری برای انسان کامل هر عصر «ویژگی علمی» و «ویژگی عملی» است. ویژگی علمی یعنی اینکه:برخلاف دیگران که نظر خود را بر قرآن تحمیل نموده و آنرا تفسیر به رأی میکنند.خصیصة علمی ولی عصر (ع) و انسان کامل چنان است که نه تنها رأیش را بر قرآن تحمیل نمیکند بلکه آنرا بر قرآن عرضه میدارد وقبول یا رّد آنرا دائر مدار پذیرش یا ردّ قرآن میداند. مراد از ویژگی عملی نیز این است که در حوزة عمل، هنگامی که بعضی هوای نفس، علاقهها، خواستهها، امیال، اغراض و غرایض خویش را بر قرآن تحمیل میکنند و قرآن را تابع امیال و افعال خویش قرار میدهند، وجود مبارک امام زمان(ع) وقتی ظهور کنند هدایت را رهبر هوا قرار میدهند و هوا را تابع هدایت در این فصل مباحث دیگری طرح و بررسی میگردند:« خضوع انسان کامل در برابر ارادة الهی»، «امام عصر(ع) حقیقت آب حیات»، «وابستگی معرفت امام عصر به شناخت خلافت الهی»، «حضرت مهدی(ع)، مصداق منحصرانسان کامل زمان». بخش دوم کتاب «انتظار» دارای چهار فصل است. فصل یکم: شعاع آفتاب، فصل دوم: حقیقت انتظار. فصل سوم: منتظر فصل چهارم: انتظار، ابعاد و تکالیف. در فصل اول به مباحث ذیل پرداخته میشود: مطلق یا نسبی بودن غیبت ولی عصر(ع) ـ حکمت و چرایی غیبت ـ اسرار غیبت ـ سرّنهایی غیبت ـ خورشید در حجاب ـ چگونگی بهرهبردن از امام(ع) در عصر غیبت ـ ضرورت نیابت در عصر غیبت ـ نیابت در عصر غیبت ـ تداوم نیاز به اجرای قوانین اسلامی ـ دعای امام صادق(ع) راهی بر اثبات ولایت فقیه ـ پندار واگذاری دفاع از دین به امام عصر(ع) ـ انقلاب اسلامی آینة انقلاب مهدوی ـ قرآن آموزگار دستور عصر غیبت به شهیدان ـ شرط زمینهساز بودن انقلاب اسلامی برای انقلاب مهدوی. فصل دوم: انتظار فرج ـ انتظار مکتب اهلبیت (ع) ـ شرایط تحقّق حقیقت انتظار ـ ارزش انتظار و کرامت منتظر ـ بهترین راه، برترین انتظار ـ شاهد یا مشهود امام زمان(ع) بودن ـ عقل راهبر انتظار حقیقی. فصل سوم: برتری انتظار فرهیختگان ـ مراحل کمالی منتظران ـ رهیدن منتظران از ناامیدی ـ فضائل منتظران ـ دوست داران امام غائب در برابر منتظران امام غائب. فصل چهارم: در این فصل یکی از مباحث بسیار مهّمی که مطرح میشود « آثار انتظار» است. نه اثر از سوی مؤلّف برای انتظار شمرده میشود. 1- امید به آینده: امید به آیندهای روشن که سهم بزرگی در حرکتها، کوششها و تلاشهای فردی و اجتماعی دارد، یکی از این آثار شمرده میشود و چه بسا یکی از جهات تأکید و توصیه انتظار در لسان معصومین(ع) همین فایده بوده است. 2- اصلاحگرایی در عرصههای فردی و اجتماعی: آنان که دل به انتظار سپرده و قلبی مملو از امید به ظهور امامشان دارند و میدانند که دیر یا زود صالحان، حاکمان زمین خواهند بود و حق به صاحبانش باز میگردد، برای رسیدن به چنین جامعهای خویشتن را اصلاح خواهند کرد و در اصلاح جامعة خود نیز میکوشند، تا زمینة ایجاد و تشکیل آن دولت کریمه را فراهم آورند. 3- تلاش، پویایی و پیشرفت در تمام عرصهها 4- تخلّق به فضایل نفسانی 5- آمادگی برای ظهور 6- استحقاق نگاه تشریفی اهلبیت (ع) 7- شکوفهسازی اندیشهها 8- بازیابی به مقام اعتماد 9- ورود به جایگاه رفیع «مناّ اهل البیت» از دیگر مطالب مطروحه در این فصل: تکالیف و وظایف منتظران ـ ارتباط با امام زمان(ع) ـ چگونگی ارتباط با امام زمان(ع) ـ وظایف شخصی منتظران ـ وظایف گروهها اعم از علما، دانشجویان، مستمعان، کهنسالان، جوانان، زنان، ثروتمندان، اقشار آسیبپذیر، حاکمان و فرماندههان، نیروهای نظامی، تودة مردم، دیگر وظایف منتظران: 1- ارتقای سطح بهداشت عمومی و خدمات پزشکی و بهداشتی 2- یاد کرد از رفتگان و طلب رأفت و رحمت الهی 3- فقدان اسیر و زندانی 4- تأکید بر مسألة حج و عمره. بخش سوم این اثر (از ظهور تا مدینة فاضلة مهدوی (عج)) نیز دارای دو فصل است. فصل یکم: تا ظهور آفتاب. فصل دوّم: دولت کریمة مهدوی. در فصل اوّل به ضرورت ظهور اشاره شده و آثار عاّم آن شمرده میشوند: 1- احیای صراط نعمت دادهشدگان 2- ظهور، نقطة عطف تاریخ 3- ظهور، روز ثمره دادن جامعه بشر 4- ظهور، جلوة منّت الهی. در ادامه سیمای عمومی عصر ظهور به تصویر کشیده شده و برخی رخدادهای هنگام ظهور همچون: نزول مسیح(ع)، حضور اصحاب کهف، نابود شدن لشکر سفیانی و مبعوث شدن محّبان خاص، متذّکر میگردند.