بررسي نقش آموزههاي ديني در اصلاح الگوي مصرف ارائه الگوي صحيح و اصلاح الگوي موجود مصرف به معناي حفظ، تقويت و ساماندهي ظرفيتها و امکانات بيپايان کشوري است که ميخواهد در دوره معاصر، تمدن اسلامي را بازسازي و جامعه نمونهاي را براي ارائه به ديگر جوامع معرفي کند. ارائه الگوي صحيح مصرف به معناي ارائه الگوي مديريت و نظارت در سرمايهها و منابع ملي و توزيع در عرضه آن نيز هست که در آياتي از جمله در داستان حضرت يوسف(ع) بدان اشاره شده است. بنابراين لازم است که با تهيه قوانين و به کارگيري درست و اعمال قانون از هرگونه سوءاستفاده در بخش مديريت (بالاخص مديريت دولتي) جلوگيري شود که اين خود يکي ازمنابع مهم افزايش ثروت و سرمايه ملي جهت دستيابي به شکوفايي و پيشرفت اقتصادي است. خداوند به صراحت در آيه دهم سوره اعراف از تسلط و مالکيت و حکومت انسان بر زمين و بهرهمندي وي از انواع مواهب سخن گفته و از وي خواسته تا با بهرهگيري درست و مناسب از اين نعمات و قدرت در مسير کمال و تعالي گام بردارد و سپاس و شکر عملي و حقيقي را به اين شکل ابراز و اظهار نمايد. ضمنا از آنجا که هرگونه فعاليت و تصرفي در هر يک از بخشهاي مربوط به توليد، مبادله و مصرف در رشد و شکوفايي اقتصادي بسيار موثر است، مسئله تبيين بهترين و کاملترين روش در بخشهاي مذکور، مورد توجه قرآن و اسلام واقع شده است. خداوند با بيان اينکه مسرفان را دوست نميدارد (سوره انعام ـ آيه 141) ميکوشد تا تبيين کند اين شيوه مصرف و تصرف ميتواند موجبات دوري انسان از کمال مطلق و خداوند شود. از اين رو در آيه 31 سوره اعراف نيز يادآوري ميکند که انسان در خوردن و آشاميدن و هر گونه تصرف مناسبي آزاد و مختار است اما تصرفات مسرفانه ميتواند زيانبار باشد. تاکيد بر اتخاذ شيوهها و الگوهاي صحيح مصرف به اين معناست که مصرف ميبايست در چارچوب کمال و رشد انسان و جامعه و جهان باشد و هرگونه تصرفي خارج از اين دايره، تصرف نابهنجار و ضد اخلاقي و در تناقض با رشد و تعالي ميباشد. آيات 26 و 27 سوره اسراء و نيز آيه 67 سوره فرقان هرگونه زيادهروي و خروج از اعتدال در مصرف را حتي به منظور انفاق، مردود شمرده و بخل و خساست را نيز نادرست پنداشته و خواستار رفتاري معتدل و ميانه حتي در اين حوزه ميشود. همچنين خداوند در سوره حشر آيه 7 و سوره توبه آيه 34 هشدار داده كه بر دولت است که نظام اقتصادي را مديريت و نظارت کند تا از تمرکز اموال در دست برخي سرمايهداران جلوگيري شده و به آنان اجازه داده نشود تا با خارج کردن نقدينگي از استفاده عمومي در اقتصاد اختلال ايجاد کنند. عدالت اما به عنوان اصلي مهم و بنيادين در نظام اقتصادي اسلام مطرح است و قسط و عدل، شاخصه اصلي اقتصاد اسلامي را تشکيل ميدهد (سوره بقره، آيه 279 و سوره انعام، آيه 152 و سوره حديد، آيه25). در آيه 77 سوره قصص ابزارهاي اقتصادي به عنوان راهي جهت تحصيل معنويت و مطالب اخروي معرفي شده و بر لزوم به کارگيري آن تاکيد ميگردد، زيرا از نظر اسلام و قرآن نه تنها جمع ميان دين و دنيا امکانپذير است که امري مطلوب هم ميباشد، چرا که بدون جمع آن ممکن نيست انسان، آخرتي آباد داشته باشد (سوره بقره، آيه 201 ـ سوره نساء، آيه 134 ـ سوره اعراف ، آيه 165 ـ سوره نحل، آيات 30 و 97 و آيات ديگر...). خداوند در آيات 75 سوره توبه و 10تا 12 سوره صف به نقش سازنده اقتصاد سالم در معنويت توجه کرده و ميکوشد تا بدين وسيله نقش اساسي آنرا در توسعه همهجانبه تبيين و تحليل نمايد زيرا از منظر اسلام و قرآن، اقتصاد و ثروت مايه قوام جامعه است (سوره نساء، آيه5) و لذا آدميان براي دستيابي به سعادت واقعي ميبايست با اقتصادي سالم و به دور از فساد در جنبههاي مختلف از جمله مصرف آن (سوره اعراف، آيه 85 و سوره هود، آيات 84 و 86) خود را به اين هدف والا برسانند. بنابراين اصلاح الگوهاي اقتصادي در توليد و توزيع و مصرف و تصحيح روابط اقتصادي، همپاي مسائل اعتقادي و عبادي، ماموريت همه پيامبران به ويژه پيامبر اسلام(ص) و به تبع آن، دولت اسلامي است (سوره اعراف، آيه 85 ـ سوره هود، آيات 84 تا 87 ـ سوره شعراء، آيات 177 تا 183). بديهي است در کنار همه اينها، صرفهجويي در همه جا مطلوب است اما در زمان بحران از مطلوبيت و مقبوليت بيشتري برخوردار بوده و حتي به شکل لزوم و ضرورت، خود را بر همگان از مردم گرفته تا مسئولان تحميل ميکند. اينچنين است که خداوند در آيات 47 و 48 سوره يوسف بر الزام برنامهريزي جهت حل بحرانهاي اقتصادي توجه کرده و تصريح ميکند که صرفهجويي به هنگام وقوع تنگناهاي اقتصادي تنها راهکار رهايي و خروج از بحران ميباشد.