نشست های چهلمین سالگرد انقلاب اسلامی

گزارش نشست علمی توسعه فلسفه در چشم اندار چهل ساله انقلاب اسلامی

به مناسبت چهلمین سالگرد انقلاب اسلامی؛ نشست علمی « توسعه فلسفه در چشم اندار چهل ساله انقلاب اسلامی» به همت پژوهشکده فلسفه و کلام و مرکز همکاری‌های علمی و بین‌الملل پژوهشگاه در تاریخ 18 شهریور برگزار شد. حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر فیروزجایی و دکتر ابراهیم علیپور به عنوان ارائه دهنده و دکتر ذوالفقار ناصری به عنوان دبیر علمی در این نشست علمی حضور داشتند.


در ابتدای جلسه دبیر علمی دکتر ناصری در مورد ضرورت جلسه توضیح دادند و گفتند: انقلاب اسلامی و دانش های مختلفی که  در راستای انقلاب اسلامی است رابطه تنگاتنگی دارد؛ زیرا انقلاب هویت فرهنگی داشته و دارد و به همین مناسبت  در خدمت دو نفر از اساتیدی که در حوزه فلسفه اشتهار دارند هستیم و از ایشان دعوت کردیم تا در این زمینه به بحث و گفتگو بنشینیم، در ابتدا از آقای فیروز جایی می خواهیم که  نسبت بین فلسفه و انقلاب اسلامی را مطرح کنند، آیا فلسفه بعد از انقلاب اسلامی توسعه پیدا کرده است و در هر دو صورت به تبیین آن بپردازند و آیا فاصله ما با فلسفه مطلوب چقدر است؟

دکتر فیروزجایی:

قبل از هر چیز از دوستان پژوهشکده فلسفه و کلام که زحمت تشکیل این جلسه را به عهده گرفتند تشکر می کنم، در مورد نسبت  فلسفه  و انقلاب اسلامی باید کمی به عقب برگردیم و مقایسه ای داشته باشیم و وضعیت قبل از انقلاب با وضعیت بعد از انقلاب  بررسی کنیم و این مقایسه در دو حالت باید انجام بگیرد یکی فعالیت فلسفه تا شروع انقلاب اسلامی و دیگری فعالیت فلسفه در چهل سال انقلاب اسلامی.
بخش اول به علت ضیق وقت امکان بررسی تفصیلی آن در این جلسه وجود ندارد و فقط می توانیم بستر فرهنگی که در انقلاب برای فلسفه به وجود آمد اشاره کنیم که گویای بخش اول نیز خواهد بود، همان طور که نهضت ترجمه در سده های اول، دوم، چهارم و پنجم از زبان های یونانی، هندی و لاتین شکل گرفت و این اولین مواجهه  تمدن اسلامی و مغرب زمین بود و بعد از آن نهضت مشروطیت اتفاق افتاد، در این دوران، ایرانیان  به مغرب زمین و فلسفه غربی توجه کردند، هرچند توجه به آن کامل نبود و گفت و گوهایی ناقص شکل گرفت، بعد از مشروطیت و شکل گیری سلطنت پهلوی، با وضعیت جدیدی مواجه هستیم، از یک سو مدرنیسم غربی یا روشنفکری غرب زده مواجه هستیم که تصمیم می گیرد که ایران را به صورت کامل غربی کند، معمار این مدرنیسم محمد علی فروغی است و برای احیای فلسفه جدید غربی باید نگاه ما به عقل و ادراکات عقل باشد و کتاب هایی را در این زمینه مانند سیر حکمت در اروپا ترجمه کرد تا فلسفه غربی را در ایران پیاده کند.
جریان دیگری که در غربی سازی شکل گرفت جریان مارکسیسم بود، آن ها برای احیای و ترویج مارکسیسم فعالیت چشمگیری داشتند.
در همه مراکز علمی و دانشگاهی  هر دو جریان فعال بوده اند، در چنین فضایی علامه طباطبایی به احیای فلسفه اسلامی و پاسخ به شبهات فلاسفه می پردازد که منجر به شکل گیری کتاب اصول فلسفه و روش رئالیسم می شود و این یک نقطه عطف در تاریخ انقلاب اسلامی محسوب می شود.
این وضعیت اجمالی فلسفه قبل از انقلاب اسلامی بود، امام خمینی که بنیانگذار انقلاب اسلامی است خود فیلسوف بزرگی است و با همین مبانی فلسفی به طراحی انقلاب اسلامی پرداخته است.
هر چند سیستم حکومتی بر اساس ولایت فقه طراحی شده است ولی ولایت فقیه نیز دارای مبانی کلامی و فلسفی متعددی می باشد و انقلاب اسلامی برای دفاع از خودش و به ویژه هجمه های فکری باید به سراغ عقل و منطق رفت و از همان ابتداء شهید مطهری و شاگردان علامه طباطبایی به تحکیم مبانی  اعتقادی نهضت می پردازند که می توان به اساتید سبحانی، مصباح و شهید صدر اشاره کرد.
بعد از انقلاب اسلامی، در حوزه اسلامی و اخلاق  مباحث عمده ای شکل گرفت و در عرصه فلسفه سیاسی نیز بیشتر مباحث در بعد از انقلاب شکل گرفته است و البته این طور نیست که همه این مباحث نوآوری داشته باشد، در فلسفه اخلاق آن چه  بعد از انقلاب شکل گرفت بسیار عمده است و با قبل از انقلاب قابل مقایسه نیست.
بعد از انقلاب اسلامی، رسما در دانشگاه های و مجامع علمی کشور رشته های فلسفی ایجاد شد و در این زمینه پژوهش های مختلفی انجام شد و کتاب هایی که در زمینه فلسفه منتشر شده است قابل مقایسه  با قبل از انقلاب نیست و هم چنین نشریات فلسفی قابل مقایسه با قبل از انقلاب نیست، هر چند هنوز ما به حد مطلوب نرسیده ایم؛ این مهم به معنای کم کاری ما در این عرصه نیست ولی تلاش های زیادی در این زمینه انجام شده است.

دکتر علیپور:
بحث ما در این جا، نگاه ایجابی است نه سلبی، در این جلسه به نکات ایجابی فلسفه خواهیم پرداخت، در ابتدا اشاره ای به منظومه معرفتی بحث می کنیم وقتی در این چهل سال می خواهیم عبور کنیم چگونه می توانیم این تحول را احرازکنیم، ما می توانیم با قبل از انقلاب مقایسه کنیم، می توانیم با مدارس فلسفی مقایسه کنیم و یا نگاهی کلان به لیست اندیشمندان قبلی و فعلی کنیم و  در این زمینه مقایسه ای داشته باشیم یا  در مورد روش های بحث این دو دوره مقایسه داشته باشیم.
اگر نگاهی  به حوزه و دانشگاه داشته باشیم مشاهده می کنیم که  فلسفه قبل از انقلاب یا تدریس نمی شد یا خیلی کم تدریس می شد، یا در مراکز آکادمیک احترامی برای فلسفه و فیلسوف قائل نمی شدند. ولی امروز مراکز  با نشاط فلسفی و عقلانی زیاد مشغول فعالیت هستند، به عنوان نمونه مجمع عالی حکمت به صورت هفتگی جلسات فلسفی با حضور طلاب و فضلاء برگزار می کند.
امروزه کتابخانه های تخصصی در مورد فلسفه وجود دارد که در پژوهشگاه های متعدد  وجود دارد که این نشان از توسعه فلسفه بعد از انقلاب دارد.
در مورد معرفت شناسی بحث های تخصصی بعد از انقلاب  اسلامی مطرح شده است یا در مورد فلسفه های  مضاف پژوهش های فراوانی  در بعد از انقلاب  انجام شده است که در این جا باید به زحمات استاد مطهری در این زمینه اشاره کرد.
بعد از انقلاب اسلامی ترجمه های غربی به صورت فراروان انجام شده است که این نیز یکی از دستاوردهای مهم انقلاب اسلامی به شمار می آید.
در پایان جلسه اساتید به پرسش های افراد حاضر در جلسه پاسخ دادند.
مقرر شد در جلسه دیگری آسیب های فلسفه ورزی مورد بحث و بررسی قرار گیرد.

برای مشاهده گزارش تصویری مرتبط اینجا کلیک کنید

 
منبع:تولید محتوای پژوهشکده فلسفه و کلام
عكس هاي مرتبط :
كلمات كليدي : اخبار

تاریخ خبر: 1397/6/19 دوشنبه
تعداد بازدید کل: 86 تعداد بازدید امروز: 3
 
امتیاز دهی
 
 


مطالب مرتبط

پربازدید ترین مطالب

مطالب مرتبط

پربازدید ترین مطالب
[Control]
تعداد بازديد اين صفحه: 87
Guest (PortalGuest)

پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامي - دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم
مجری سایت : شرکت سیگما